این چند وقته که نبودم کلی کار ریحته بود سرم که تا رفع و رجوع کنمشون خیلی وقت گرفت اول که واسه شرکت در مراسم عروسی یکی از اشنایان نزدیک یه چند روزی رفتیم سفر.![]()
دو روز بعد از بازگشت هم که خدا نصیب نکنه باید به خونه جدید نقل مکان می کردیم ...اینم یعنی یک هفته بیگاری به معنای تمام!!!! روز اول یعنی ۲شنبه هفته گذشته تا ساعت ۳ نیمه شب اساس میبردیم!!!!و از اون روز تا دقیقا ساعت ۹ شب روز شنبه همش سر پا مشغول جابجا کردن اساسیه بودیم![]()
![]()
الان هم با یه عالمه خستگی باید برم سر کار و روز از نو روزی از نو!!!خدا منو رحمت کنههههههه
|
قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که درعصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است: |
و اما یه مطلب جالب ...من همیشه دوست داشتم بدونم که این ضرب المثلها از کجا و چه جوری شروع شده واسه همینم امروز که این مطلب رو خوندم فهمیدم قضیه ماستمالی کردن از کجا و چجوری شروع شده ...شما هم بخونین ونظر بدین::
«هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند.»
به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال نمی گذرد، زیرا عروسی مزبور در سال ۱۳۱۷ شمسی برگذار گردید و مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد. آری، ماستمالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن، از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم و بالمناسبه مورد استفاده و استناد قرار می گیرد.
|
|
|
|
|
|