تبليغاتX
باد سبا
سلام به همه دوستان گلم خوبین؟ممنون که همتون منتظر من بودین که من صحیح و سالم از این سفر جالب برگردم

توی این چند روز که منو نامزدم کیش بودیم خیلی بهمون خوش گذشت  جای همتون خالی بود که اونجا کنار خلیج زیبای فارس باشین و از اون ساحل زیبا و آب زلال استفاده کنید...

اولین چیزی که اونجا توجه آدم رو بخودش جلب میکرد نبود خواهران و برادران طرح ارشاد بود که باعث میشد یه تعطیلات زیبا بدون شنیدن موعظه و خطابه وهمچنین بدون ترس ودلهره از نوع پوشش رو پشت سر بزاری....دومین مورد مورد توجه این بود که تمام مدتی که اونجا بودیم این حس با آدم بود که توی یک شهرک کوچیک داری زندگی میکنی که بدون ترافیک و چراغ قرمز و سبز ه و اونجا حرکت دائمیه و  هیچ توقفی نداره ...روز اول که رسیدیم بعد از یک کم جابجا شدن ورفع خستگی سفر رفتیم پارک دلفینها و باغ پرندگان ...دیدن طوطیهای زیبایی که کارهای عجیبی از قبیل آرایشگری رقص و ... انجام می دادن آدم رو به وجد میاورد ....بعدم دیدن شیرهای دریایی ودلفینهای کوچولو با کارای خارق العاده ای که انجام میدادن و خوردن فالوده بستنی توی آون هوای تقریبا سرد خیلی بهمون مزه داد...

از اونجایی که این روح سرکش من همیشه و همه جا باید کارای عجیب و غریب انجام بده و این قاعده هیچ وقت مستثنی نمیشه اونجا هم باعث شد که  آقای نامزد بیچاره منو به سواری با جت اسکی و گذاشتن مسابقه بین ما دوتا ترغیب کنه(البته من بودم که مجبورش کردم بریم جت اسکی) که با کمال میل قبول کردم ..نمیدونین چه هیجانی داشت حتما بهتون توصیه میکنم که اینو تجربه کنین ...شهر زیرزمینی و پاساژهای زیبا و مراکز خرید و همچنین کشتیهای تفریحی که باهاشون دوره جزیره رو میگشتی و از موسیقی زنده استفاده میکردی از جذابیتهای توریستی بود ...

اها یادم رفت بگم که اونجا با یه توریست از فلسطین...توجه کنین میگم فلسطین...اگه نمیدونین این کشور کجاست من میگم همونجاست که میگن مردمشونو دارن میکُشن و هر روز ما داریم نون و فلسطین می خوریم.... هر کانال تلویزیون رو که روشن میکنیم دارن میگن امروز (n)نفر در حملات رژیم صهیونیستی به فلسطین به شهادت رسیده و به این ترتیب شماره شهدا به (M) نفر رسید ....اونوقت اتباعشون  توی سواحل ما در حال گشت و گذارن و هیچ نشونه ای  از بدبختی و جنگ هم ندارن!!!

حالا من دم خروس رو باور کنم با قسم حضرت عباسو؟؟ هان؟؟

بزودی عکسای کیش رو واستون میزارم اما فعلا دستگاه فلشم مشکل داره

 

 بعد از تحریر

اینم چند تا عکس که قول داده بودم:

یه درخت خوشگل  در پارک دلفینها

 

طوطی آرایشگر

 

اینم دوچرخه من کنار ساحل زیبای خلیج فارس

 

فقط چند تا ویدیو با حالم از اونجا اوردم اما نمیدونم چه جوری بزارم که شما هم ببینین!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/10/27ساعت 15:7 توسط سبا |

سلام دوست جونای خوبم

من دارم میرم کیش  تا آخر هفته نیستم ...قراره با هواپیما بریم واسه همینم وصیتنامه خودمو مینویسم

کلیه اموال  غیر منقولم رو صرف امور خیریه کنید! ماشینمو هر کی بیشتر عشق ماشینه بر داره  وبلاگم رو اگه کسی هک میکنه حتما هر ۲روز یه بار آپش کنه تا اگه دوستان سر میزنن حوصله اونا سر نره و مطلب خوب بخونن...راستی نظر یادتون نره ....خلا صه اگه بدی خوبی دیدین منو حلال کنین ...دارم میرم شهید بشم ...البته قبلش هماهنگ کردیم که شهید بگن بهمون!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/10/17ساعت 9:24 توسط سبا |

پیش‌گویی جالب منجم تونسی
نایب رئیس اتحادیه جهانی منجمان در مصاحبه با روزنامه اماراتی البیان از تحولات سیاسی - اجتماعی بسیار مهم در سال 2007 خبر داد.
به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره قطر، حسن الشارنی، منجم تونسی، مهمترین این تحولات را ترور شاه اردن و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ذکر کرد و گفت: منطقه عربی شاهد درگیری‌ها‌ و حمام خون‌ها‌یی بخصوص در عراق و سوریه خواهد بود.
شارنی افزود: زندگی حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان هم در خطر است و این بار از عملیات ترور سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد) جان به در نمی‏برد.
وی درباره صدام نیز پیش بینی کرد، خبر بیماری او و سپس خبر مرگ وی به طور غیرمنتظره ای اعلام شود.
شارنی همچنین پیش بینی کرد عملیات تروریستی در عربستان سعودی از سر گرفته شود. به پیش بینی شارنی، ترور شخصیت‌ها‌ی برجسته در سودان نیز یکی دیگر از ویژگی‌ها‌ی این سال خواهد بود.
وی همچنین از مرگ زین الدین زیدان، فوتبالیست الجزایری تبار فرانسه در یک حادثه رانندگی خبر داد
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/10/11ساعت 11:4 توسط سبا |

سلام به همه دوستای گلم که منتظر شنیدن ادامه داستان داستان من بودین واسه همینم امروز اومدم تا باقی ما جرا رو بگم اول بزارین کریسمس و آغاز سال نو میلادی رو به دوستای مسیحی خودم تبریک بگم امیدوارم که سال خوبی براشون باشه

Have a Nice Holidays...

Merry Christmas...

With Best Wishes...

                                           

                                             

راویان اخبارو طوطیان شکر شکن شیرین گفتار وچابک سوران دشت سخن وصرافان بازار معانی چنین حکایت کنند : که بنده به حضور معاون شرفیاب شدم و معرفی نامه رو دادم خدمت ایشون و ایشون هم امضا فرمودن و منم رفتم که ماموریت بنویسم و عازم اون دیار نا آشنا بشم که خبر  رسید یه مهمون داره از راه دور میاد !!خلاصه این شد یه بهانه واسه من که دوست نداشتم برم اصفهان!!و الانم خدمت شما دوستان هستم!!

داشتم شرح سفرهای دسته جمعی رو واستون میگفتم دومین سفر ما شیراز بود ...با کوله بار تجربه ای که از سفر قبل پیدا کرده بودیم  بار و بنه رو بستیم و رفتیم که واسه حرکت اماده بشیم اما توی اون سرمای زمستون اتوبوس که قرار بود ساعت ۳.۳۰ بیاد دنبال ما توی شرکت ساعت ۷ اومد و خانموما میشه گفت توی سرما دم در پارکینگ یخ زدن! اما عزم ما جزم بود که بریم به این سفر!

خلاصه بگم وقتی رسیدیم شیراز رفتیم هتل پارسیان خیابون مولوی ...الحق که ایندفعه واسمون سنک تموم گذاشته بودن و هتل نسبتا خوبی واسمون گرفته بودن بر عکس سفر قبل!!

روز اول بازم چند نفر از خانوما که اهل حال بودن با هم شدیم و ۲ تا ماشین کرایه کردیم و راه افتادیم به سمت تخت جمشید و پاسارگاد تا شب این دو جا رو گشتیم ...شاید باور نکنین وقتی وارد محوطه تخت جمشید شدم به حدی او ن شکوه  تخت جمشید روی من اثر گذاشته بود که اصلا دلم نمیخواست از اونجا بیام بیرون...واقعا  دیدن اون همه عظمت و بزرگی انسان رو مسخ میکرد ..و فکر اینکه زمانی ما به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان بودیم و الان چیزی از اون جلال جز یک نام (ایران) رو به دوش میکشیم من واقعا نمیتونم حال خودم در اون لحظه رو توصیف کنم هیچ کلمه و جمله ای نمیتونه حال من رو بیان کنه واسه همینم فقط میگم واقعا زیبا بود

روز دوم وسوم هم باقی آثار تاریخی رو دیدیم یادمه توی موزه اسلحه بود که نوشته بودن عکسبرداری ممنوع ...اما من واقعا دوست داشتم که از اون اسلحه ها عکس بگیرم واسه همینم یواشکی شروع بع عکاسی کردم با موبایل ...اما از بخت بد حواسم به دوربینهای مدار  بسته نبود که یه دفعه دیدم از حراست موزه جلومو گرفت و منو بردن و فیلم و نشونم دادن که شما داشتین عکس میگرفتین اینم فیلمتونه حالا زود عکسا رو پاک کنید.. حسابی ترسیده بودم اما جلوی خودمو گرفتم و گفتم که من عکس نگرفتم بعدم سریع گوشیمو در آوردم از جیبم و گذاشتم روی میز ....مرده که از قیلفش تابلو بود از پشت کوه اومده و هیچی از موبایل و این چیزا نمیدونه گوشیمو برداشت و هی اینور اونور شو نگاه کرد وقتی دید چیزی از این گ.شی سر در نمیاره داد به خودمو گفت پاک کن عکسارو تو فیلم معلومه داری عکس میگیری ...گفتم نخیرمن داشتم sms میخوندم من از دستتون شکایت میکنم  شما به من توهین کردین و از اینجور حرفا....بعدم زود از اتاق زدم بیرون و از موزه اومدم بیرون ...خلاصه بخیر گذشت کم مونده بود منو به عنوان خرابکار بفرستن حبس!!

اینم از ماجرای دومین سفر که مجرد بودیم و میتونستیم آتیش بسوزونیم ...حالا ببینم این سفر سوم که نیمه متاهلیم چیکار میکنیم ..خدا به خیر کنه!

+ نوشته شده در شنبه 1385/10/09ساعت 11:28 توسط سبا |

....

اگه همیشه بین امروز تا فردا به اندازه ۱ هفته فرصت بود چقدر خوب میشد.

خب امروز میخواستم که بقیه ماجرای سفر رو بگم که یک ماموریت غیر مترقبه اومد سراغم ...۵ روز ماموریت به اصفهان من نمیدونم این اصفهان چرا دست از سر من بر نمیداره!!! بابا نمیشه یه جا دیگه میزبان بشه /...پارسالم که واسه مسابقات کشوری رفتیم اصفهان ...امسال و دیگه میزاشتن یه شهر دیگه نمیمردن که!!!

خب الان احضار شدم معرفی نامم رو ببرم بدم به معاون خدا به خیر بگذرونه....

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/10/03ساعت 9:49 توسط سبا |