تبليغاتX
باد سبا
من نمیذونم این بلاگفا اینروزا چش شده ..چند روز که وبلاگم رو باز نمیکرد.......چند روزم خود بلاگفا باز نمیشد تا امروز!اخه یکی بپرسه از این مسئولین بلاگفا که :

 این بلاگفا چشههههههههههههههههههه

فعلا اعصاب ندارم چیز بنویسم ...اما اگه من مردم بدونین کار این مدیر عامل شرکت پیمانکارمونه که منو تهدید کرده ها!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/07/30ساعت 7:20 توسط سبا |

سلام بچه ها خوبین؟؟

بالاخره بعد از ۲۰ روز این گچ لعنتی رو باز کردم..راحت شدم....خدا نکنه آدم پاش بشکنه....من میگم آدم هزار دفعه دستش بشکنه اما نصف بارم پاش نشکنه...خیلی سخته موقع باز کردن توی بیماریتان چه چیزایی که ندیدم اولیش یه پسر ۱۲-۱۳ ساله بود که قلم پاش شکسته بود انگاری از بالای مچ یکی با ساتور زده بود استخون رو شکسته بود پاش فقط به گوشت آویزون بود ونظره وحشتناکی بود ...وقتی دکترا میخواستن پاشو بدوزن و گچ بگیرن از فریادش دل آدم ریش میشد

بعدم یه کارگر و دیدم که هر دو تاپاش تا لگن تو گچ بود یه گوشه رو تخت نشسته بود داشت سیگار میکشید اونم تو بیمارستانیکی نبود بگه آخه مرد مومن روز ماه رمضون چرا سیگار میکشی!

داستان این از همه جالبتر بود ..اونجا نشسته بودم منتظر تا دکتر بیاد گج منو باز کنه که یه خانومه باشخصیت اومد کنارم و شروع کردیم به حرف زدن بحث رسید به این آدمه که داره سیگار میکشه ..بعد اون خانومه گفت که من اینو آوردم اینجا منو میگی عینهو برق گرفته ها نگاش کردم گفتم به شما نمیاد با همچین آدمی...(قیافه مرده تابلو بود از اون معتادای تزریقی هروئینیه)گفت که آره من اصلا نمیشناسمش اونو توی پارک دیدم یه وضعی داشت که نگو و نپرس دلم به حالش سوخت بیمارستانی که پاشو گچ گرفته بود زخمشو خوب شستشو نداده بود پاش داشت سیاه میشد که من آوردمش اینجا تا گچ پاشو باز کنن زخمشو تمیز کنن اما پرستار زیر بار نمیرفت میترسیدن ایدز داشته باشه پرستاره میگفت اگه اخراجم هم بکنید من بهش دست هم نمیزنم ...اگه من ایدز بگیرم کی جواب بچه هامو میده...خلاصه یه پرستار دیگه اومدو گچ و باز کرد ..نمیدونید چه بوی بدی تمام بخشو برداشت بوی مردار میداد ..خدا رحم کرد اگه دیر میفهمیدن باید پاهاشو قطع میکردن..خانومه میگفت که واسه آزمایش ایدز بردمش نتیجش هفته آینده میاد...بعد یه خورده از خودش گفت ...این خانومه اولین اهدا کننده خون مستمر در جهان بوده مدال طلا بهش دادن هر سه ماه یکبار خون میده .در صورتیکه خانوما هر ۴ ماه یکبار اگه بخوان میتونن خون اهدا کنن اما ایشون ۳ماه یه بار خون میده و همه میشناسنش از وقتی هم که دنبال کار اینو گرفته همش از وزارتخونه باهاش تماس میگیرن که چرا اینکارو میکنی چرا دنبال کار  یه آدم هروئینی هستی...خلاصه کنم از اونروز منم تو این فکرم که آیا کار این خانوم درست بوده یا نه؟

شما بگین؟

+ نوشته شده در شنبه 1385/07/15ساعت 8:26 توسط سبا |

واکسیه واکس !! آدم تو این زمونه چه چیزا که نمیبینه!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/07/04ساعت 8:46 توسط سبا |

سلام به همه دوستای بی معرفت خودم!من چند روز نبودم هیچکی نگفت کجایی چیکار میکنی

خیلی بی معرفتی ...دیگه دوست ندارم ... هیچکی نمیگه آخه با این پای شکسته تو که جایی نمیتونی بری بزا حداقل من حالتو بپرسم

روز سه شنبه توی مسابقات والیبال مج پای من پیچ خورد اولش درد نداشت منم با همون پای دردناک بازی کردم بعدشم مسابقات پینگ پونگ بود منم که چشم سفید رفتم اونم مسابقه دادم رسیدم به فینال اما دیگه درد پام اجازه نداد ادامه بدم بعدشم رفتم خونه بابا واسه سالگرد ازدواجشون بود شام دعوتمون کرده بودن بیرون .... منم با همون پا رفتم ...آخر شب دیگه داشتم می مردم از درد رفتم اورژانس دکترم نامردی نکرد و پامو گچ گرفت ...خالا من چیکار کنم نمیتونم دیگه ورزش کنم

+ نوشته شده در شنبه 1385/07/01ساعت 7:54 توسط سبا |