امروز اگه خدا بخواد ساعت ۳ وقت دارم ببینم ایشون رو! واسم دعا کنین توی کارم موفق بشم و بتونم جابجا بشم
دیروز واسه اولین بار پام به دادگاه انقلاب اسلامی رسید
نه فکرای بد نکنین من دختر خوبیم به خدا!!!
واسه شکایت از دست یه مزاحم تلفنی مجبور شدم برم دادگاه شکایت کنم! اول که میخواستم وارد ساختمون دادگاه بشم ۲ نفر عینهو عزرائیل جلومو گرفتن یه نگاه به سر تا پام کردن و گفتن خانوم موبایل داری منم گفتم بله ! گفتن پس تحویل او افسر نگهبان بده !
گفتم چشم! بعد گفتن کیفتو باز کن ! کیفمو گشتن و از شانس کچل من یه CD داریوش 84 بود که روی جلدشم قشنگ با ماژیک قرمز نوشته بود داریوش84 خانومه گفت این چیه منم خندم گرفت گفتم مجازه!! یه دفعه اخم کرد گفت که خانوم میخوای بدم بازداشتت کنم!
گفتم خانوم جان مگه من چی گفتم آخه !! شما که خودتون میبینین روش نوشته ذیگه چرا سوال میکنین !! گفت پررویی نکن برو بندازش بیرون بعد بیا برو داخل!!(من نمیدونم چرا نمیشد با CD داریوش داخل دادگاه شد الله و اعلم!) گفتم چشم!رفتم گذاشتمش تو ماشینو برگشتم! یه دفعه اون یکی خانومه گفت که مانتوت کوتاه نمیتونی بری تو باید چادر بپوشی!!
گفتم خانوم 10 دقیقه پیش چشماتون کجا بود که بگین مانتوت کوتاه که من یه خاکی توی سرم بریزم! (در ضمن باید من عرض کنم که مانتوی من دقیقا یه وجب زیر زانوم بود! حالا اگه این مانتو کوتاه به من بگین بقیه مانتوها اسمشون چیه؟!!)خلاصه گفتم خانوم من خودم کارمندم الانم دارم از محل کارم میام اینم لباس کارمه پس نمیتونه مشکل داشته باشه! و در ثانی من حالم از چادر بهم میخوره و اصلا چادر هم ندارم!و نمیپوشم به هیچوجه من حتی زیارت هم نمیرم چون باید چادر بپوشی!!
خلاصه بعد از کلی فک زدن راضی شدن که من برم داخل واسه طرح شکایت!
حالا شما بگین آخه این چه قانونیه!اینجا توی بعضی بیمارستانها هم که میخوای بری دم در بهت چادر میدن میگن بپوش!
بعد همی پرستارا هم چادر سرشونه! آخه شما بگین این بیمارستان چه قدر میتونه ناقل بیماری باشه!!!
اینم از ماجرای دیروز ما! ![]()
![]()
![]()

بدون شرح
آموخته ام که
آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است.
آموخته ام که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند.
آموخته ام که پول شخصيت نمي خرد.
آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند.
آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم ميتوانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم.
آموخته ام که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد.
آموخته ام که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان.
آموخته ام که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد.
آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم.
آموخته ام که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم.
آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
آموخته ام که همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد.
آموخته ام که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم.
آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
آموخته ام که همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد.
آموخته ام که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم.
آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
آموخته ام که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است: وقتي که از شما خواسته مي شود، و زماني که درس زندگي دادن فرا مي رسد.
آموخته ام که کوتاهترين زماني که من مجبور به کار هستم، بيشترين کارها و وظايف را بايد انجام دهم .
خاطرات سفر یه روزنامه نگار آمریکایی به ایران رو میتونید توی این(کلیک کنین) وبلاگ بخونین
توصیه میکنم حتما بهش سر بزنین و ببینیند واقعا ما به کجا رسیدیم![]()
| نخستين فضانورد ايراني ، يک زن است : |
|
انوشه انصاري ،به عنوان نخستين فضانورد ايراني سال آينده با يک موشک روسي بعنوان گردشگر فضايي به فضا فرستاده مي شود. خانم انصاري نخستين زن گردشگر فضايي نيز به شمار مي آيد.
خانم انصاري مي گويد : "کاوش فضا جزء آرزوهاي کودکي من بود که حالا برايم قابل لمس شده است." شرکت بين المللي فضايي Adventures اعلام کرد:آزمايشات پزشکي نشان مي دهد ؛خانم انوشه انصاري براي سفر به فضا هيچ مشکلي ندارد و بزودي تمرينات آماده سازي براي اعزام به فضا را آغاز مي کند . انوشه انصاري ،بنيانگذار جايزه 10ميليون دلاري انصاري-ايکس نيز هست که با هدف ايجاد رقابت بين نخبه ترين متخصصان فضايي دنيا و در راستاي تشويق توريسم فضايي بنيان گذاشته شده است .
انوشه انصاري به دليل علاقه به فضانوردي،جايزه ۱۰ ميليون انصاري-ايکس را به اولين فضاپيماي خصوصي (تجاري) که به ارتفاع ۱۰۰ کيلومتر برسد، و بتواند اين کار را در عرض دو هفته دوباره تکرار کند، اهدا کرد. همانطور که تصور ميشد، اين جايزه شرکتهاي خصوصي زيادي را تشويق به سرمايهگذاري در توريسم فضايي کرد.
|