تبليغاتX
باد سبا
سلام.

نمیدونم تا حالا شده  یه دوست رو از دست داده باشین؟دوستی که خیلی واستون عزیز بوده؟ اگه این اتفاق واستون افتاده .حتما میدونید که آدم چه زجری رو تحمل میکنه.چقدر غمگینه...چقدر دنیاو هر چیز که توی اونه واسش بی تفاوت میشه  همیشه یاد اون دوست میکنه و با خاطراتش زندگی میکنه

تو زندگی لحظه هایی هست که احساس میکنی دلت واسه یکی تنگ شده. اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني. وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه. گاهی اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده .

دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند.دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره. دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه .چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه .

اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند .بزنه خوابي رو ببين که آرزوشو داري. اونجايي برو که دلت مي خواد بري .اوني باش که دلت مي خواد باشي. چون تو فقط يه بار زندگي مي کني و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي داري.

 بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه. اونقدر تجربه که قويت کنه. اونقدر غم که انسان نگهت داره. و اونقدر اميد که شادت کنه. شادترين مردم لزوما بهترين چيزا رو ندارن. اونا فقط از چيزايي که سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي کنن.

 روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه .تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي گذشتت از ذهنت بره.

 وقتي به دنيا اومدي، گريه مي کردي و هر کسي که اطرافت بود مي خنديد. يه جوري زندگي کن که آخرش  تو کسي باشي که ميخندي و هر کسي که اطرافته گريه کنه .دوست داشتم اینحرفا رو  واسه تمام دوستام بفرستم . واسه اونايي که يه جورايي تو زندگيم پا گذاشتند .واسه اونايي که من رو ميخندونن وقتي که بهشون نياز داشتم. واسه اونايي که باعث ميشدن بخش روشنتر قضايا رو ببينم.

مثل اینکه خیلی نصیحت کردم امروز ببخشید این دیگه آخریشه :

سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر...مقياس عمر تعداد نفسهايي نيست که فرو ميبريم بلکه لحظه هاييست که نفسمونو بيرون ميديم.

 

گفتمش : با غم هجران چه کنم ؟
گفت : بسوز !
گفتمش : چاره ي اين سفر بگو ؟
گفت : بساز !
گفتمش : بي تو چه بايد کردن ؟
عکس رخساره ي ماهش را داد !
گفتمش : مونس شبهاي تارم کو ؟
تاري از زلف سياهش را داد !
وقت رفتن همه را بوسيد
به من اما نگاهش را داد !
يادگاري به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد ……………

هميشه غمگينترين رنج آورترين لحظات زندگي انسان ،توسط همان کسي که شيرينترين و بيادماندني ترين لحظات را براي آدم ساخته ايجاد مي شود...
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/02/24ساعت 10:11 توسط سبا |

سلام .بازم امروز از اون روزاست که دل آدم غمگینه و نمیدونه که چیکار باید بکنه .حتی نمدونم که باید چی بنویسم .فقط میخوام بنویسم اما نمیدونم که چی؟!خدایا آخه چرا اینقدر بعضی بنده هاتو فراموش میکنی؟!خدایا چرا بعضی ها رو اینقدر به حال خودشون میذاری که تو این دنیا بی کس و تنها بمونن؟!خدایا چرا؟!

خدایا میدونم  این همه سختی که به بنده هات میدی هدف داری .می دونم میخوای امتحانشون کنی اما خدایا هر کسی رو باید به اندازه خودش امتحان کنی خیلی وقتا امتحانات اینقدر سخت میشه که همه پشت سد امتحانت می مونن خدایا بنده هات نمیتونن ازاین امتحانای سختت بیرون بیان.خدایا کمکشون کن .نذار که تو این دنیا تنها بمونن .خدایا....

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/02/17ساعت 8:28 توسط سبا |

سلام

یه روز یه دوست یه نصیحت جالبی رو به من گفت که همیشه آویزه گوشم باشه اونم این بود:

اگر يک نفرو خيلي دوسش داري آزادش بذار، بذار هر جا دلش خواست بره، اگر برگشت باشه مال خودت تا قيامت اگر هم برنگشت بدون هيچ وقت مال تو نبوده که بخواي چيزي رو از دست داده باشي.....

منم میگم به چشم

امروز یه امتحان جالب داشتم .البته ماجرا از اونجا شروع شد که اوایل زمستون سال ۸۴ گفتن یه دوری آموزشی توی شرکت میخواد برگزار بشه به نام( دوره رشد وارتقای مدیران  )حالا بماند که من کجا و مدیریت کجا !!!قرعه به نام من افتاد که باید توی این دوره شرکت کنم وگرنه از گروه و پایه واضافه حقوق و اینجور چیزا خبری نیست .

حالا این دوره شامل یه سری دروس وحشتناک مثل زبان و ادبیات فارسی! آیین مکاتبات اداری(چجوری از رییست بخوای اضافه کاریتو زیاد کنه) و دوره قوانین کاربردی که شامل قوانین حقوقی و قانون اساسی و کلا دروس وکالت!!!! بود که به چز آخرین درس ازمون بقیه بعد از اتمام دوره برگزار شد که خوب نمراتمون هم بد نشد! اما این آخری فک همه شرکت کننده ها رو آورد پایین ما که تو عمرمون دوکلمه عربی نمی فهمیدیم حالا مجبور بودیم یه جزوه N صفحه ای که همش از عبارات عربی سخت توش استفاده شده رو بخونیم !!من که صبح روز امتحان که امروز باشه دنبال جواب سوالات بودم تازه ساعت ۸ تونستم آمادشون کنم حالا امتحان ساعت چنده ۱۰.۳۰!!!!

 ای خدا عجب غلطی کردیمااا !من نخوام مدیر بشم باید کیو ببینم!!

آسونترین سوال جزوه این بود :

س: بیع چیست؟ ج: تملیک عین به عوص معلوم.

حالا شما قضاوت کنین من چیکار باید میکردم سر چلسه از مسئولش پرسیدم میشه من دوره بعدی امتحان بدم آخه واقعا تعطیلم الان! گفت اشکال نداره! منم که انگاری دنیا رو دادن بهم بیخیال شدم اومدم دنبال کارو بار خودم

حالا شما بگین اینقد که فرهنگستان ادب و هنر پارسی به همه کلمات گیر میده مثلا یه دفعه رایانه اختراع میکنه یه دفعه چرخبال چرا نمیاد این قانون مزخرف ما رو پارسیش کنه الله و اعلم!!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/02/13ساعت 13:46 توسط سبا |

 
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه

واثه دریای غمم خیلی قلبم کوچیکه
واثه دریای غمم خیلی قلبم کوچیکه

همجا سبزو من، چرا خاکستریم
تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
کفترا رفتنو من، کفتر یریریم
به همین دلم خوشه، که تو ناباوریم
همه جا سبزو من، چرا خاکستریم
تو کتابم ولی حیف، صفحهٌ آخریم
کفترا رفتنو من، کفتر یریریم
به همین دلم خوشه، که تو ناباوریم

همه جا بهاریه، چرا من خزونیم
همه با قصه ها قهرن چرا من جون جونیم

هنوز از زخمه دلم، داره بارون می چکه
هنوز از سقفه دلم، داره بارون می چکه

واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
واثه دریای غمم خیلی، قلبم کوچیکه
 


 


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/02/12ساعت 8:32 توسط سبا |

می دونید وقتی آدم ناراحته غمگینه یا دلش گرفته دوست داره این غمشو یه جوری فراموش کنه یا از بار غمش کم کنه .یکی یه گوشه میشینه و خیره میشه به یه نقطه، یکی شعر میگه ،یکی میشینه و حرف دلشو مینویسه، یکی آهنگهای غمگین  گوش میده ،ویکی هم با یه دوست خوب دردو دل میکنه .نمیدونم شما وقتی ناراحتین یا اینکه تو ی دلتون غصه دارین چکار میکنید؟من که سعی میکنم بنویسم چون دوست ندارم غم منم روی خو دوستانم اضافه بشه .اما یه کار دیگه که خیلی آرومم میکنه گوش دادن به آهنگهای داریوشه که واقعا آدمو سبک میکنه واز اون دردی که قلبشو آزرده کم میکنه .این شعر داریوشو خیلی دوست دارم واسه همینم اینجا میزارم تا شما هم بخونیدش.

  كجاي اين جنگل شب
---------------------- پنهون ميشي خورشيدكم
پشت كدوم سد سكوت
---------------------- پر ميكشي چكاوكم
چرا به من شك ميكني
---------------------- من كه منم براي تو
لبريزم از عشق تو و
---------------------- سرشارم از هواي تو
لبريزم از عشق تو و
---------------------- سرشارم از هواي تو
دست كدوم غزل بدم
---------------------- نبض دل عاشقم و
پشت كدوم بهونه باز
---------------------- پنهون كنم هق هقمو
گريه نمي كنم نرو
---------------------- آه نمي كشم بشين
حرف نمي زنم بمون
---------------------- بغض نمي كنم ببين
سفر نكن خورشيدكم
---------------------- ترك نكن منو نرو
نبودنت مرگ منه
---------------------- راهي اين سفر نشو
نذار كه عشق من و تو
---------------------- اينجا به آخر برسه
بري تو و مرگ من از
---------------------- رفتن تو سر برسه
گريه نمي كنم نرو
---------------------- آه نمي كشم بشين
حرف نمي زنم بمون
---------------------- بغض نمي كنم ببين
نوازشم كن و ببين
---------------------- عشق ميريزه از صدام
صدام كن و ببين كه باز
---------------------- غنچه ميدن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو
---------------------- كمم ، قديميم ، گمم
آتشفشان عشقم و
---------------------- درياي پر تلاطمم
گريه نمي كنم نرو
---------------------- آه نمي كشم بشين
حرف نمي زنم بمون
---------------------- بغض نمي كنم ببين

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/02/11ساعت 15:40 توسط سبا |

خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب 

 دوستان را خبر از چشم پرآبم ندهید.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/02/11ساعت 7:50 توسط سبا |

خدايا!

 

 

به رغم تمامي تلاش هايم

 

 

شکست خورده ام .

 

 

نيازمند آن نيرو ، شهامت و ايماني هستم

 

 

تا دريابم که  در هر چه روي مي دهد

 

 

رحمت تو نهفته است.

 

 

مرا خردي بخش

 

 

 

که شکست را توقف نداند

 

 

وآن را نردباني براي فراز به اوج ببيند

 

 

تا دريابم ،‌ راه موفقيت من را

 

 

شکست هاي بي شمار هموار مي کند

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/02/10ساعت 9:53 توسط سبا |

سلام.

میدونید خیلی سخته که خودتو جوری توی اجتماع نشون بدی که همه فکر کنن ازتو خوشبخت تر توی دنیا وجود نداره، و همه بهت غبطه بخورن. خیلی سخته سنگ صبور همه باشی، اما نتونی به هیچ کس درد دلتو بگی . فقط و فقط بتونی دردتو بنویسی تا یک کم سبک بشی.

 وقتی که فقط توی خلوت خودت می تونی اشک بریزی تا مبادا کسی با دیدن اشکهات غصه دار بشه و یه غم به غماش اضافه بشه. وقتی که فکر میکنی دیگه هیچ چیز نمیتونه تو رو از پا در بیاره ، درست همون موقع یه توفان سخت کمرتو خم میکنه.اونوقتِ که فکر میکنی باید این دنیا رو فقط واسه دوستدارانش بزاری و بری .اونوقته که فکر میکنی مرگ چه موهبت بزرگیه وچقدر از مواجه  شدن با اون خوشحال میشی کاش آدم توی اینجور مواقع قدرت انتخاب داشت و می تونست مرگ رو انتخاب کنه.

هر كه عاشق شد جفا بسيار مي بايد كشيد ......... بهر يك گل منت از صد خار مي بايد كشيد 

      من به مرگم راضييم اما نمي ايد عجل.............. بخت بد نيز از عجل هم ناز مي بايد كشيد

+ نوشته شده در شنبه 1385/02/09ساعت 10:47 توسط سبا |

سلام دوستای گلم چه کارا می کنید؟خوبین؟یه متن خوب رو دیدم که واقعا حرف دل خیلی از ماهاست بخونین و ببینید واسه خودتونم مصداق داره یا نه

کاش کسی توی دلمون پا نمیذاشت...کاش اگه پا میذاشت دلمونو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنهامون میذاشت رد پاشو روی دلمون جا نمیذاشت.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/02/06ساعت 12:35 توسط سبا |